خرید بک لینک

منبع اصلی رنج تمامِ بشر در شُرُفِ ریشه کن شدن است(کلیّت «زیست معنوی»[1]: حرکت به سمت جامعه جهانی مطلوب به‌لحاظ زیست‌بوم سرشار از عدالت و رفاه با تمرکز بر زندگی در عصر فن‌آوری و علم(لِمکِه، 1396: 45))؛ بشر باید یک مهمانی بزرگ ترتیب دهد، امّا در عوض افسرده‌ایم[خیابان دُلار]؛ در تلویزیون‌هایمان مردمانی را در فقرِمطلق می‌بینیم و انگار هیچ تغییری در هیچ صورت نگرفته است. میلیاردها نفر از بدبختی گریخته‌اند و در بازارِ جهان به مصرف‌کننده و تولیدکننده تبدیل شده‌اند و میلیاردها نفر سطح زندگی‌شان متحوّل شده است بدون آنکه متوجّه شده باشند. مرگ‌های زودهنگامِ ناشی از بلایایی انسانی و یا طبیعی، مرگ مادران به هنگام زایمان و زندگی طولانی سالمندان را بَر یاد بیاوریم؛ برگردیم به سال 1800م، وقتی سوئدی‌ها از گرسنگی می‌مُردند و بچه‌های انگلیسی در معادن زغال سنگ کار می‌کردند؛ نوزادانی که هنگام تولد، نصفِ‌شان می‌مُردند و مابقی بین 50 تا 70 سالگی می‌مُردند. در سال‌های 1937م، 200000(دویست هزار نفر) در اتیوپی از گرسنگی مُردند؛ زمانه‌ای که ما انسان‌ها همیشه سخت تلاش کرده‌ایم تا از خانواده‌هایمان حفاظت کنیم. سال 1960م فصلِ بَد و توصیه‌های ناکارآمدِ حکومتی، برای چگونگی صعود برداشت محصول به نحوی کارآمد، دست به دست هم دادند تا محصولِ چین از آنچه برنامه‌ریزی شده بود کمتر شود. حکومت‌های محلی(سیاست‌های زندگی محور[2]: راه‌بُردهای عقیده‌ای برای آینده و دیدگاه‌های مذهبی_قومی (لِمکِه، 1396: 45)) نمی‌خواستند نتایج بَد معلوم شود، به همین «خاطر» تمام موادغذایی را جمع کردند و به حکومت مرکزی فرستادند. گزارش شاهدانِ عینی از آدم‌خواری و اجسادِ کنار جاده‌ها را ارسال کردند. حکومت زیر بار این نرفت که برنامه‌اش برای بخش مرکزی شکست خورده بود، و به زبان انگلیسی برای جهانیان شرح داده نشده بود(به آن فکرکنید: آیا امروز حکومتی می‌تواند مرگ 15 میلیون نفر را از جهانیان پنهان کند؟)؛ و حتی اگر حکومتِ چین چنین فاجعة را در دنیا عنوان کرده بود، برنامه جهانی غذایی سازمان ملل _که امروزه به هرجایی در دنیا که نیازِ مُبرم داشته باشد، غذا می‌فرستد_ نمی‌توانست جلوی آن را بگیرد، چون این برنامه تاسالِ 1961م ایجاد نشده بود. وقتی ما زمانِ کنونی را در بِسترتاریخی‌اش تحلیل می‌کنیم، دیگر به سختی می‌توان پافشاری کرد بَراین اَبر تصور غلط که [مشکل معیشت] وجود دارد و جهان درحالِ بَدتر شدن است. آگاهی داشتن از فاجعه‌های گذشته به همگان کمک می‌کند تا فهم کنند چگونه فاجعه‌های حاصل از قحطی‌ها و خُشکسالی‌هایی[تصوّرسازی‌های جنگ و رُخدادهای آن] که اکنون درحال وقوع است را دست‌کم نگیریم(روسلینگ و همکاران، ...: 15).

جنگ جهانی دوم

غریزة منفی نگری: تغییرات کُند را باصفر اشتباه نگیریم

آنفلونزای اسپانیایی قحطی

[1] - Biospiritud Unity.

[2] - Life- Oriented Politics.

برچسب: نویسنده: ساحل احمدی تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 4:15

صفحه بندی